ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
101
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اندك اندك عقب بنشين و خود و اتباع خويش را نجات بده و بجاى خود باز گرد . در آن هنگام مجاهدين ( بفرماندهى ابو دلف ) فرياد زنان خود را به ديوار و حصار شهر رسانيدند و به ديوار آويختند . دستههاى بابك كه در چندين محل كمين شده بودند گمان كردند كه جنگ عمومى واقع شده از كمينگاهها خارج شدند و اول بر گروه بخاراخداه حمله نمودند كه عقب دار بود بعد بر دستههاى ديگر سپاه هجوم بردند ولى هيچ يك از سپاهيان جاى خود را ترك نكردند و سخت پايدارى نمودند . افشين گفت : خدا را سپاس كه كمينگاهها آشكار و محل اختفا معلوم گرديد . جعفر و اتباع او بازگشتند و خود جعفر نزد افشين رفت . افشين بر او سخت اعتراض كرد كه چرا از سنگر خود خارج شد . مجاهدين ( داوطلب ) نيز بازگشتند . جعفر نيز در قبال اعتراض افشين سخت اعتراض كرد چرا از او مدد خواست و او مدد نفرستاد و ميان آن دو عدوات و تنفر پديد آمد در آن هنگام يكى از مجاهدين رسيد سنگى در دست داشت بافشين گفت : تو ما را از فتح بازداشتى و حال اينكه ما رسيديم و اين سنگ را من از ديوار كندم . افشين به او گفت : اگر از اينجا برگردى خواهى دانست كه پشت سرت چيست مقصود او كمين بود كه بر بخاراخداه حمله نمود . بعد افشين بجعفر گفت اگر اين كمين كه پشت سر و زير پاى تو پنهان شده مىشوريد تو چه مىكردى و اين مجاهدين ( خود سر ) در چه حالى مىبودند ؟ افشين خود و دستههاى سپاه به حال عادى خويش بازگشتند . چون سپاهيان ( اتباع جعفر و مجاهدين و سايرين ) بر وضع كمين آگاه شدند و دانستند اگر بخارخداه جاى خود را ترك مىكرد مغلوب و نابود مىشدند و اثرى از مسلمين نمىماند يقين كردند حق با افشين بود كه احتياط را از دست نداد . افشين ميان خندق چند روزى ماند مجاهدين از كمى علوفه بستوه آمدند و نزد افشين شكايت كردند . همچنين جيره و خوراك و مواد ضروريه ديگر افشين به آنها گفت : هر كه را ياراى صبر باشد بردبارى و پايدارى كند و هر كه نتواند بازگردد .